سوگند به زیبائی چشم هایت و یه ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال با تو بودن
نیز قانعم ، خیالت را از من نگیر که خیالت ، مهربان ترین تصویر جهان است . . .
سوگند به زیبائی چشم هایت و یه ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال با تو بودن
نیز قانعم ، خیالت را از من نگیر که خیالت ، مهربان ترین تصویر جهان است . . .
دور از این هیاهو
دلم کویر می خواهد و
تنهایی و سکوت و
آغوش ِ سرد ِ شبی که آتشم را فرو نشاند.
نه دیوار،
نه در،
نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم،
نه پایی که در نوردد مرزهایم،
نه قلبی که بشکند سکوتم،
نه ذهنی که سنگینم کند از حرف،
نه روحی که آویزانم شود.
من باشم و
تنهایی ِ ژرفی که نور ستارگان روشنش می کند
و آرامشی که قبل از هیچ طوفانی نیست !
امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است!
بر زخمهای کهنه قلبم نمک زده است!
این غم نمی رود به خدا از دلم، مخواه!
خون است اینکه بر جگر ِ من شتک زده است
قصدم گلایه نیست، خودت جای من، ببین
ما را فقط نه دوست، نه دشمن، فلک زده است!
امروز هم گذشت و دلت میهمان نشد
بر سفره ای که نان دعایش کپک زده است!
هرشب من -آن غریبه که باور نمی کند
نامرد روزگار، به او هم کلک زده است-
دارد به باد می سپرد این پیام را:
سیب دلم برای تو ای دوست، لک زده است!


به سلامتی اون پدری که
هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش
گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش
در حالی که چشمانش پر از گریه بود
گفت : حالا تو موهای منو بتراش !
گفتم که رفتنت یه روز ، قاب دلم رو می شکنه
گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی،هنوزم عاشق ترینم
گفتم بمون اونروز میاد، غصه هامون تموم می شه
گفتی اگه با هم باشیم ،لحظه هامون حروم می شه
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم،انگاری خراب شد
ودلم شکستقلب من زانوی غم بغل گرفت
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم
هنوزم عاشق ترینم
از وقتی رفتی هیچکسی ،همدرد وهمرازم نشد
هیچ کسی حتی یه دفه،هم غصه سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز ،عاشقتم تا پای جون
دل بهاریم عاشقه ،چه تو بهار چه تو خزون
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
یادته گفتی کنار من میمونی
یادته چقدر میگفتی شاید از من دل بکنی
یادته میگفتم تا ابد دیگه مال منی
حالا داری میری میبینی که دارم من جون میکنم
تو رو خدا بگو دروغه من و این جور پس نزنم عشقم
تو رو خدا نذار بگن به من تو دنیای اونی
تو رو خدا نذار بگن که کنارمن نمیمونی
نمیدونی اگه بری دلم 2روزه میمیره
تو رو خدا بمون نذار دل بهونه بگیره
یادته برات نوشتم دلم از غصه پره
یادته میگفتی دلت واسم غم میخوره
ولی حالا نگاهت مثل اون روز نمیشه
میگفتی دیگه نمیشه بمونم تا همیشه عشقم
داری از چشام می افتی می دونی دست خودم نیس
آره من ازت بریدم اما تقصیر تو کم نیس
خودت اومدی تو دنیام خودتم عقب کشیدی
با خودت چی فکر می کردی واسه من چه خوابی دیدی
داری از چشام می افتی می دونی مقصری تو
وقتشه دیگه نباشی وقتشه دیگه بری تو
عاشقت بودم ولی تو منو دست کم گرفتی
ساده دل ازم بریدی خودتو ازم گرفتی
این بار تو انتخاب شدی برای کشتن صدام
اجیر شده دست هوس به قیمت اشک چشام
عادت شده راحت بکش فکر عذاب من نباش
قلبم نمی ترسه بزن نگاه نکن به گریه هاش
بزن بزن آدمکش بزن تو با بی رحمی
بزن که من راحت شم از این وجود زخمی
بزن بزن آدمکش این اولین بارم نیست
گریم به حال دلته این گریه از رو غم نیست
اجیر شده دست هوس به قیمت اشک چشام
عادت شده راحت بکش فکر عذاب من نباش
قلبم نمی ترسه بزن نگاه نکن به گریه هاش
گریه کن تو میتونی پیش اون نمیمونی
اون دیگه رفته بسه تمومش کن
گریه کن ته خطه عشق تو دیگه رفته
تو دلش یکی دیگه نشسته تمومش کن
چشم به راه نشین اینجا میمونی دیگه تنها
گریه نکن دیگه اون نمیاد خونه
دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون
اون دیگه خوشه فکر نکن حالتو میدونه
تنها میمونی ، آخه اینو میدونی مثل اون پیدا نمیشه
اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه
تـوی قـلـبـته هـمـیـشــه
یادش میوفتی دلت آتیش میگیره
میگی کاش برگرده پیشم
راهی نداری تو باید طاقت بیاری
آخــه مـیـدونـی نـمـیـشــه
این کیک که توسط شیرینی پزان هندی پخته شده، برای ادای احترام به کشته شدگان و بمناسبت سالگرد عملیات تروریستی در شهر بمبئی تهیه شده است. در پخت این کیک 5 تن شکر استفاده شده است.در عملیات تروریستی در هتل مرکزی شهر بمبئی حدود 166 نفر کشته شدند


مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته ...
از بوی گلاب بدم می آید ، همون آب معدنی کفایت می کند...
، نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه ، من از مورچه ها دل خوشی ندارم !
آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید !
خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید
، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد ! مردم ، گناه که نکردم !
مراسم ختم من رو تو هیج مسجدی نگیرید ،
راستی آخوند هم نیارید واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!
توی درایو e عکس دارم ، خوراک اعلامیه ، عکس پرسنلی نزاریداا ، اونا جلب ترهم نمی کنه !
بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر !
یه کاری کنید درایو d بیشتر بترکه ! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده !!!
یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیداااا ... ساندیس خیلی بده !!!
روی خرما ها پودر نارگیل نریزید ، هم شکلش خز میشه ، هم بد مزه میشه !
همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده ! ( پ ن : هنگام تزئین حلوا دست خود را با آب و صابون بشویید ! )
پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه ؟ ترافــــیک !
فیس بوکم رو بلاک نکنید ، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه !
به اقوام بگویید از اون تکست های مرگ برام بگن : مثلا هنگام دیدن قبرم بگن : خونه ی نو مبارک !
شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره ! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!
هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم برایتان تنگ شد !!
و در آخر :
بنویـسید بعد مرگـم روی سـنـگ ... با خطـوط نـرم و زیــبا و قشــنگ
او خفته است در این گور سرد ... مرگش را دیده بود در یک پاییز زر
ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!
• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...